نویسنده (های) وبلاگ خانی
آرشیو وبلاگ
      طب سنتی - طب ایرانی - طب اسلامی (طلای سبز راهی برای زندگی سبز)
مراقبه درمان است نویسنده: خانی - ۱۳٩۳/۸/٢٦


مراقبه چیست ؟

از دیر باز تا کنون پرداختن به فنون مراقبه که شامل روشها ی ساده ی ذهنی برای رسیدن به آگاهیهای ناب عرفانی  و یگانگی با وجود مطلق میباشد  درمذاهب مختلف شرقی و غربی مورد توجه و تاکید بوده است .

در مشرق زمین مراقبه را عامل  تحول در سطح آگاهی دانسته اند و تمام مذاهب به این امر تاکید داشته اند. روشهای مراقبه که در این مقاله ذکر میشود نشات گرفته از مذاهب اصلی مشرقی میباشد.

   امروزه تمایل بشر به فراگیری و استفاده ی از فنون مراقبه در شرق و غرب افزایش یافته البته نه فقط به انگیزه ی دریافت آگاهیهای عارفانه بلکه بیشتر برای رسیدن به سلامت و آرامش جسمی و روانی به دنبال آن هستند.

آگاهی عرفانی چیست؟

هدف مراقبه همان پی بردن فرد به سرشت اصلی خود و آن حقیقت غائی و اتصال با آن وجود ناب مطلق که با حالاتی از آگاهی  ورای شناخت همراه است. همه ی مذاهب بر این اعتقاد هستند که هستی ناب در همه ی موجودات بالذات وجود دارد و فقط جهل و توهم است که حایل میان بشر و آن هستی ناب است.دریافت این آگاهی منجر به یک خود شناسی (من چیستم؟  من کیستم؟)میشود که همین امر باعث آزادی و ورود به وادی بی رنگی میشود که این وادی در مذاهب مختلف با نامهای متفاوت نامگذاری شده است.این حالت را هندوها "موکشا"  تاتوئیستها "زندگی هماهنگ با تاتو" بودائیان"نیروانا" و صوفیان اسلام"انسان کامل" و مسیحیان "حیات وحدانی " نامگذاری کرده اند.

با بررسی عرفان در مذاهب مختلف درمی یابیم که اصل تجربه ی عرفانی در تمام مذاهب یکی است عناصر همه ی  آنها با هم مشترک است و تفاوت تنها در تعابیر مختلف از یک تجربه ی واحد است.

چرا یک تجربه ی مشترک با تعابیری متفاوت در دنیا مطرح شده ؟ از آنجاییکه چنین تجربه های خاص و آسمانی را نمیتوان با کمک کلمات زبانها تشریح  و تفسیر کرد افراد بصیر وآگاه با کمک مذهب و فرهنگ خاص خود و با توجه به زبان  مشترک  سعی در انتقال  مفاهیم ارزشمند

این آگاهیها به بشر داشته اند. عرفان مقوله ای مستقل از مذهب است و هیچ موضع گیری به نفع هیچ مذهب خاصی ندارد.شاید بتوانیم مذهب را وسیله ای بدانیم برای کمک به تفهیم آن آگاهی ناب به بشر.

البته  این تنوع در تکنیکهای ارائه شده در مذاهب و فرهنگهای مختلف هم دیده میشود اگر چه هدف واحد است و همان کشف بزرگ و ژرفی است که بی شک هر انسانی را به آرامش عمیق و رضایت درونی میرساند.از آنجا که در قرون گذشه تا کنون هیچ بشری با این دنیای ظاهر و این دنیای حواس موفق کسب رضایت درونی نشده همیشه بدنبال مسیرهایی برای رسیدن به حقیقت ناب پشت پرده ی دنیای حواس بوده تا بتواند به آن حالت مطلوت و ارضای حس حقیقت جویی خود شود.

ویژگیهای آگاهیهای عرفانی:

1.وصف ناپذیری:  سالک از تشریح دقیق تجربه ی خود با کلمات ناتوان است . و دلیلش اینستکه پایه ی زبان بر مبنای تضاد در کیفیات  کلمات است که به آنها دلالت دارد مثل شیاخت سردی با متضاد آن که گرمی است ولی آگاهیهای عرفانی به سطحی فراتر از تضاد تعلق دارند و قابل توصیف با کلمات زبان نیستند و باید شخصا تجربه شوند.

2.  کیفیات فکری : چنین تجربیاتی متعلق به وادیی  فراتر از مرز دانسته های عقلی و فکری میباشدو به روشن بینی و اعشراق میرسد.

3.  حس وحدت و اتحاد: سالک در این کسب آگاهی به احساس یکی شدن با آن حقیقت ناب میرسد.

4.  ناپایداری: چنین تجربه هایی معمولا زودگذر و موقت هستند.

5. کیفیت انفعالی: گر چه این تجربه بصورت ارادی شروع میشود شامل تمرکز و تفکر اما وقتی حالت خاص آگاهی اتفاق میافتد به حالت کاملا انفعالی و غیر ارادی درامده سالک تحت کنترل نیرویی برتر از خود قرار میگیرد.

بررسیهای علمی:

کسانی که بطور منظم  مقید به مراقبه شده اند دارای زندگی آرامتر و پربارتری شده اند.چنین افرادی به خواب کمتری نسبت به افراد دیگر نیاز دارند با طراوت بیشتری از خواب بیدار میشوند احساس سبکی و بی وزنی دارند انقباض عضلات آنها مرتفع شده .تمرکزشان  بدون فشار آوردن به ذهن بیشتر شده است.با توجه به بررسیهای انجام شده بر روی افراد مقید به مراقبه بدون توجه به مذهب آنها نشان داده شده که این امر تاثیر خوبی بر سلامت جسم و روان آنها داشته اما  نکته ای اینجا مطرح است که برای سالکان راه حقیقت این دستاورد در درجه ی دوم اهمیت قرار دارد.اما افراد عادی بیشتر به جنبه ی درمانی این تجربه های عرفانی توجه دارند.

بررسیهای علمی روانشناسی بر روی مراقبه کنندگان نشان داده که با تمرینات مداوم مراقبه  واکنش "بجنگ یا بگریز "که در رویارویی با موقعیت خطر و ترس  بطور غیر ارادی  در روان انسا ن رخ میدهد تبدیل به واکنش "آرامشی  "  در برابر موقعیت ترس میشود.

ویژگیهای عمده ی فیزلوژیکی "واکنش آرامشی"

تغییراتی که با جابجایی واکنش آرامشی  در موقعیت ترس در بدن رخ میدهد شامل موارد زیر است:

1.ضربان قلب بطور متوسط 3  تپش در دقیقه کاهش می یابد.

2. آهنگ سرعت تنفس کندتر میشود.

3.مصرف اکسیژن بدن 20% کاهش می یابد سوخت و ساز کاهش می یابد که چنین حالتی فقط در خواب عمیق رخ میدهد.

4. لاکتیت خون کاهش می یابد که افزانش آن با حملات اضطرابی همراه است.

5. فشار خون در حد معمول قرار میگیرد.

6. مغز امواج "آلفا" و" تتا " تولید  میکند که تولید این امواج در مغز حالت آرمیدگی را ایجاد میکند.

تمام موارد ذکر شده  در بالا دقیقا معکوس ویژگیهای فیزلوژیکی بدن در هنگام واکنش "بجنگ یا بگریز"میباشد.   

کدام نوع مراقبه" واکنش آرامشی" را بدنبال خواهد داشت؟

تمام روشهای مراقبه ی سنتی مادامی که چهار اصل پایه  در آن رعایت شود موثر خواهد بود این چهاراصل عبارتند از: انتخاب محیطی آرام و مناسب –   قرار گرفتن در یک حالت بدنی مناسب که معمولا بهترین حالت نشسته  و راحت پشت در حالت کاملا صاف و سر در امتداد ستون فقرات - انتخاب شیء یا موضوعی دوستداشتنی برای تمرکز و یا تفکر-داشتن موضع انفعالی در برابر بازی ذهن که مهمترین بخش است از آنجا که ذهن  پرسه زن تلاش دارد با ایجاد افکار مزاحم تمرکز را مختل کند نباید در برابرش مقاومت کرد یا با این افکار درگیر شد بلکه بهترین کار آنستکه موضع انفعالی داشته باشید و به این افکار اهمیت ندهید تا ناامید از بی توجهی شما صحنه را ترک کنند.

مراقبه ی متعالی :

مراقبه ای است که یک ذکر یا مانترا(کلمه یا عباراتی به زبان سانسکریت که هندوان معتقدند دارای نیروی سری و عرفانی است) در ذهن مرتب و بی وقفه تکرار میشود.افراد مقید به مراقبه ی متعالی و یا ذکر دائمی از سالمترین افراد جامعه هستند با فشارهای روانی بهتر کنار میایند و در  راستای زندگی پربارتر که سازگار فطرت بشر است قرار میگیرند .ترنسندنتال مدیتیشن و یا همان تکنیک T.M یک مراقبه ی متعالی میباشد. در بررسی آثار چنین مراقبه ای دریافته اند مراقبه ی متعالی  کمک میکند افراد  از اعتیادها  رها شوند . و دستاورد دیگر "خودشکوفایی باروری" میباشد به معنای گرایش ارگانیسم بدن در به فعلیت درآوردن هر چه بیشتر قابلیتهای خود در قبال ارضای هر چه کمتر نیازها .چنین افرادی از نظر روانی سالمترین افراد در جامعه میباشند.با توجه به انچه تا اینجا مطرح شد در می یابیم  که مراقبه گونه ای بهداشت ذهنی محسوب میشود.به گفته ی پرفسور مازلو "تجربه ی متعالی و   وجد  ناب ترین تجارب زندگی هستند."

راه و روش مراقبه :

چگونه به مراقبه بپردازیم؟  یک مراقبه ی درست شامل سه بخش است:

حالت بدنی موزون   2. تنفس موزون     3. آگاهی موزون

شش اصل پایه در انجام مراقبه :

1-    انتخاب مکانی مناسب که صدا و شلوغی و ازدحام آن در حد تحمل شما باشد.

2- راحتی جسمی و ذهنی  البته ناراحتیهای جزئی مانع مراقبه نخواهد بود.

3-طرز نشستن راحت و موزون

4- تنفس آهسته ویکنواخت و منظم

5- شئ یا محرک ذهنی برای تمرکز روی آن که باید 20 دقیقه در دسترس باشد.

6- آگاهی ثابت و موزون

این شش اصل بیان شده در تمامی  روشهای مراقبه که ذکر خواهیم کرد مشترک هستند.

قسمتی از خانه را که آرام و دلپذیر باشد انتخاب کنید البته برخی افراد توانایی مراقبه در مکان شلوغ راهم دارند.

شستن دست و رو و یا حمام کرد قبل از مراقبه توصیه میشود همچنین تمیز کردن بینی – تخلیه ی مثانه و روده ها –پوشیدن لباس گشاد و راحت و مناسب با دمای محیط – تنفس از بینی و بسته نگهداشتن دهان  مگر آنکه مجبور به تنفس از دهان باشید – قرار گرفتن نوک زبان پشت دندانهای قسمت بالا –افزایش ترشح دهان از علائم آرمیدگی میباشد اگر لازم شد آب دهان را قورت دهید – اگر جایی از بدن خارید آنرا بخارانید.بستن چشمها که در حین مراقبه یک حرکت ساده اما مهم میباشد.  زمان مناسب برای مراقبه حداقل  دو ساعت بعد از صرف غذا میباشد   و روزانه دو نوبت صبح قبل از صبحانه و غروب قبل از شام با فاصله ی تقریبا شش ساعت میتواند بهترین زمان برای این امرباشد.مدت زمان مراقبه باید 20 دقیقه باشد البته بین 10 تا 30 دقیقه هم میتواند موثر باشد.میتوانید گاهی چشم را باز کنید و ساعت را ببینید و یا از کسی بخواهید زمان  اتمام مراقبه را به شما خبر دهد.در رابطه با طرز نشستن در مراقبه چون ارتباط موثری بین بدن و آگاهی وجود دارد طریقه ی نشستن مهم است فرزانگان شرق در آیین مراقبه دریافته اند که آرامش و سکون بدن آرامش و سکون ذهن را بدنبال دارد.بهترین حالت نشستن چهارزانو میباشد که مزایای خاص خود را دارد اما اگر نمیتوانید چهار زانو بیشینید میتوانید نشستن به سبک مصری را امتحان کنید به این ترتیب که کاملا صاف و سر در امتداد ستون فقرات روی صندلی قرار بگیرید و دستها را به حالت گرفتن فنجان در دست روی پاها قرار دهید.تنفس آرام و عمیق داسته باشید و از بینی نفس بکشید چنین تنفسی به ایجاد آگاهی متعادل کمک میکند.شئ که برای تمرکز انتخاب  میکنید میتواند شنیداری مثل گوش دادن به صدایی دلنشین ویا دیداری باشد مثل نگاه کردن به یک شاخه گل و یا یک تصویر ذهنی باشد میتواند یک احساس باشد مانند نیایش و یا توجه عارفانه و میتواند یک مانترا یا یک کلمه و عبارت باشد که با صدای بلند یا در ذهن تکرار شود. و حتی تنفس شما میتواند موضوع تمرکز باشد .

آگاهی موزون: با توجه به اینکه آگاهی و توجه با هم عمل میکنند باید توجه ذهن را بر روی موضوع تمرکز نگهدارید اما ذهن  تلاش دارد که تمرکز را به سمت افکار مزاحم بکشاند در این موقع بهترین واکنش یک واکنش انفعالی است یعنی بدون هیچ تلاشی و فقط با بی توجهی به افکار مزاحم سعی کنید تمرکز خود را به روی موضوع مراقبه برگردانید.هیچگاه نباید مراقبه را همراه با مصرف مواد مخدر انجام داد مراقبه نیروی فراوانی برای تغییر در سطح هوشیاری انسان تولید     میکند که اگر با مواد مخدر قوی تر نیز شود میتواند خطرناک باشد .اما بررسیها نشان داده کسانیکه مراقبه ی متعالی را مرتبا پیگیری کرده اند استفاده از مواد مخدر را کاهش داده اند.

مراقبه با تمرکز بر تنفس :

ابتدا اصول پایه را که ذکر شده انجام میدهیم  .در مکان مناسب با حالت مناسب نشسته و یا خوابیده بی حرکت و آرام قرار میگیریم  و بطور یکنواخت و با آهنگ ثابت تنفس میکنیم از بینی نفس بکشید و به درون شکم فرو دهید توجه خود را روی نفسهایتان قرار دهید تعداد نفسهایتان را از یک تا ده در هر بازدم بشمارید.در تمام طول مراقبه به این شمارش ادامه دهید .در رویارویی با انحراف فکری بدون تلاش برای سرکوب افکار مزاحم  فقط به عنوان یک فکر موقت و زودگذر  به آنها بی اعتنایی کنید. و توجه را روی شمارش تنفس برگردانید . در حین تعقیب تنفس میتوانید  مرکز توجه خود  را روی نوک بینی و یا نقطه ای پایین تر از ناف در داخل شکم قرار دهید.هر وقت متوجه شدید که تمرکز ذهن از تنفس به افکار مزاحم منحرف شده به آرامی شمردن نفسها را از سربگیرید و اینگونه مهارت آرام کردن ذهن و همسو شدن با آگاهی را فرا میگیرید.  باید از قیافه گرفتن در حین مراقبه اجتناب کرد نیاز به هیچ فیگور خاصی نیست فقط باید طبیعی و معمولی باشید وسعی کنید خود را با تنفس یکی کنید .بعد از اتمام زمان مراقبه به یکباره از حالت مراقبه خارج نشوید بلکه به آرامی خود را از مراقبه خارج کنید.

مزایای مراقبه ی تنفسی:

انرژی بیشتر –سلامتی بیشتر-اعصاب قویتر- آرامش عمیق- سکون- روشنی ذهن- تسلط بر قکر و احساس- بالا رفتن قدرت تمرکز – ایجاد نیروهای روحی – قدرت روانی و هوشیاری عرفانی

ارتباط تنفس با هوشیاری و شفادهی : به اعتقا د یوگیهای هندو انرژی کیهانی عالم هستی بنام "پرانا"

که بشدت در هوا متراکم است چنانچه با تنفس و مراقبه ترکیب شود تبدیل به نیروهای روحی و معنوی شفابخش خواهد شد که زخم و جراحت را درمان میکند "پرانا" اگر هدایت شود نیروی شفا را با خود حمل میکند.

مراقبه ی دیداری :

اصول پایه مانند مراقبه های دیگر میباشد .درمکانی آرام و بیحرکت و متعادل بیشینید آرام و یکنواخت تنفس کنید از بینی نفس بکشید و تا داخل شکم ادامه دهید.در تمام مدت مراقبه به چیزی که خوشایندتان باشد خیره شویدگاهی با چشمان بسته تصویر آنرا در ذهن ببینید و گاهی با چشمان باز خود آنرا ببینید.مراقبه ی دیداری با چشمان باز یا بسته یا باز و بسته شدن متناوب در فواصل زمانی میتواند انجام گیرد.در حین مراقبه به ظرافت و وضوح تصویر افزوده میشود وقتی با تمرینهای بیشتر به مراقبه ی عمیقتری برسید تصویر آنچنان درخشان میشود که درخشش آن به هوشیاری فرد سرایت میکند.مهم است که از هر تلاشن در نظاره کردن بپرهیزید هوشیاری خود را روی موضوع مراقبه قرار دهید تا به درک جدیدی از آن برسید.خیره شدن به شعله ی یکنواخت شمع که درشی است باعث ایجاد ثبات و یکنواختی در ذهن میشود.در مذاهب مختلف مراقبه ی دیداری را روی هر یک از عناصر طبیعی شامل خاک-آب-آتش-هوا انجام میدهند.

مراقبه ی کاسینا:

نوعی مراقبه دیداری است که درآن پس از مدتی که موضوع مراقبه را تماشا کردید چشمها را بسته به تمرکز روی تصویر ذهنی که کاملا شبیه خود جسم است میپردازید.با عمیق تر شدن مراقبه این تصویر آرام آرام ظریفتر شده به تصویری انتزاعی که آنرا "تصویر تصویر"مینامند  تبدیل میشود .این تصویر دیگر با حواس پنجگانه ی انسان و یا قوای شناختی قابل درک نیست و به عنوان نشانه ای از تمامیت شئ باقی میماند.کاسینا 10 موضوع را برای مراقبه دیداری بکار میگیرد.که عبارتند از:چهار عنصر طبیعی خاک-آب-آتش و هواو چهار رنگ آبی- زرد-سفید- قرمز- نور – فضا

کاسینای خاکی :

در این مراقبه توجه دیداری را بر روی یک سطح خاکی مدور و البته تمیز متمرکز میکنید.هدف اینستکه از این صفحه ی خاکی تصویری روحی و معنوی منتزع شود.بی وقفه و به مدت طولانی روی خاک تمرکز میکنید مرحله ی بعد چشمها را باز و بسته میکنید تا نهایتا تصویر روحی معنوی آن در ذهن جای گیرد سپس محل را به مدت کوتاه ترک میکنید تا مطمئن شوید تصویر همچنان در ذهن باقی میماند سپس به محل مراقبه بازگشته مراقبه را از سر میگیرید.

کاسینای آبی:

کاسه ای مملو از آب  که ترجیحا آب باران رودخانه نهر حوض و یا دریا باشد را بعنوان موضوع تمرکز در مراقبه استفاده میکنید. .و مراحل مراقبه ی دیداری را اجرا میکنید تصویر ثانویه چون بادبزنی جواهرنشان یا آینه ای خواهد بود که در آسمان قرار دارد.

کاسینای آتش:

شعله ی شمع- شعله ی آتش –چراغ نفتی و یا خورشید همگی میتوانند موضوع مراقبه باشند .هنگامیکه این طرح به صورت تصویر ثانویه در میاید مانند پتوی سرخ رنگ یا بادبزن طلایی به ستونی در آسمان شباهت دارد.

کاسینای هوایی:

 میتوانید به هر چیزی که با باد حرکت میکند خیره شوید.  مثل سر شاخه ی درختان- پرچم – بادبادک-ابر-سطح آب-علف-دستمال روی بند رخت-و حتی پرده- در این مراقبه سعی کنید به نقطه ی تماس باد و آن چیزی که با باد حرکت میکند تمرکز کنید اگر چه موضوع مراقبه در نظر لرزان است اما تصویر آن پایدار و مشخص خواهد بود.

کاسپینای رنگ آبی :

هر آنچه که به رنگ آبی باشد میتواند موضوع مراقبه شود.مانند گل آبی –نقاشی آبی- سنگ آبی- آسمان آبی- فلز آبی – دریای آبی – پارچه ی آبی- بهتر است شئ آبی یصورت مدون و متراکم قرار گیرد و به آن توجه و تمرکز کنید .کاسپینای رنگهای مختلف ارتعاشی در روح بر می انگیزد که بر هوشیاری انسان اثر میگذارد.

کاسپینای فضایی:

فضایی که از درون پیجره  مشاهده میشود-سوراخ دیوار – در باز –فاصله بین ساختمانها – کوهها – درختان – سوراخ کلید – آسمان در شب – فنجان یا کاسه ی خالی و نظایر آن میتوانند مرکز توجه و تمرکز شوند .کاسینای فضایی همان نگریستن به فضای تهی هوشیاری (خلا) است.

کاسیناهای آبی خاکی آتش و هوا همگی نماد قوای طبیعی هستند.البته با رعایت اصول پایه ی مراقبه با هر نوع محرک و نماد دیداری ثابت میتوانید مراقبه ی موثر و مفیدی داشته باشید.

نکته ی مهم در انتخاب موضوع مراقبه دیداری آنستکه باید چیزی را انتخاب کنید که برای شما معنا دار و نماد باشد زیرا نمادها  تمام تارهای روح را به ارتعاش درمیاورند.و روح را به آنسوی جهان محدود هدایت کرده به قلمرو لا یتناهی میبرد.طبیعت انتخابی مناسب است زیرا برای هر شخصی با هر مذهب و فرهنگی  طبیعت دارای معناست و با تعمق و تفکر بر روی طبیعت و یکی شدن با آن میتوانید به تعالی عرفانی برسید.

آبهای بلورین:

 یکی از فنون ساده ی یوگا  و یک مراقبه ی تجسمی است با هدف از میان برداشتن "من جعلی" و تجلی یافتن "من حقیقی"است که برای پرداختن به آن باید ابتدا اصول پایه ی مراقبه را مد نظر داشته باشید سپس با چشمان بسته بیشینید و مجسم کنید تک تک قسمتهای بدنتان به آهستگی با آبی به صافی بلور پر میشود این تجسم پر شدن باید از سر آغاز گردد و به ترتیب به تمام اعضای بدن ادامه یابد .تجسم کنید  که آب پس از سر فضای گلو و معده را پر میکند حال مجسم کنید دستها و پاهایتان از شانه گرفته تا نوک انگشتان به ترتیب پر از آب بلورین میشود این آب سرد و زلال و خالص اتاقی را که در آن قرار دارید هم از کف تا سقف پر میکند .

در مرحله ی دوم باید این روند را به شکل معکوس مجسم کنید . به ترتیب  سقف تا کف اتاق  از آب خالی میشود از پاها تا تمام اجزای بدن از آب خالی میشود و نهایتا از درون جمجمه بیرون میرود .در این مرحله "من جعلی"از جمجمه بیرون میرود و وجود خالص و محض یا همان "من حقیقی" باقی میماند.

چاکراها:

چاکراها عبارتند از مراکز انرژی روحی انسان که مکاتیب یوگا معتقدند در کالبد اختری بین مبدا ستون فقرات و فرق سر قرار دارد .در این مسیر هفت چاکرا ی عمده وجود دارد.

روش این مراقبه ی تجسمی آنستکه : تمرکز و توجه خود را از پایین ترین چاکرای بدن که بین مقعد و اندام تناسلی قرار دارد شروع میکنیداز انتها به بالا حرکت کرده در مسیر خود چاکراها را به ترتیب به فعالیت درمیاورید.اگر با این مراقبه در به جریان انداختن انرژی نهفته در بالاترین نقطه ی بدن که فرق سر است موفق شوید به آزادی معنوی روحی دست می یابید .کسانی که چنین تجربه ای داشته اند اظهار کرده اند که در این هنگام گرما و نوری را در فرق سر احساس کرده اند و متوجه شده اند که که بدنشان  انرژی میگیرد .برای تسلط یافتن در تمرین فوق راهنمایی یک استاد ماهر ضروری است.

جمع بندی مراقبه ی دیداری :

وقتی مراقبه ی دیداری به عمیقترین حد خود برسد دیگر هر چیزی یک نماد جلوه میکند و هر چیزی را که سالک به آن بنگرد تبدیل به طلا میگردد.اینجا وارد عرصه ای میشویم که عرفان نامیده میشود.اهل عرفان به جایی میرسند که هر شئ برای آنها بار معنوی پیدا میکند . در نظر آنها هر شئ یک نماد است زیرا در ورای ظاهر خود به حقیقتی بسیار فراتر از آن چیزی که به چشم دیده میشود اشاره دارد که همان حقیقت وجود یا جوهر وجود است. عارف برونگرا آن کسی است که با حواس خود به دنیای بیرون از خود می نگرد و چنان اشیاء را در تغییر و تحول می بیند که وحدت از درونشان بیرون میتراود و وحدانیت را در بیرون خود می یابد.  ولی عارف درونگرا آن کسی است که به درون خود می نگرد و وحدانیت را در عمق وجود خود پیدا میکند.   حال درمی یابیم نیازی نیست بدنبال شئ خاصی برای مراقبه باشیم زیرا هیچ شیئ نیست که شایسته ی توجه دیداری نباشد.هر چیزی که بتوان 15 دقیقه یا بیشتر به آن نگاه کرد واکنشی آرامشی در انسان ایجاد میکند که همان سلامت روانی است عرفا اعتقاد دارند در نگاه کردن مستقیم و بدون واسطه یک جنبه ی عرفانی وجود دارد که راهی است بسوی شناخت و معرفت حقیقت.(البته استفاده از نمادهایی که دارای معنای عمیق باشند  برای مبتدیان پیشنهاد میشود)

مراقبه ی شنیداری :

مراقبه ی شنیداری هم دقیقا مانند مراقبه ی دیداری است با این تفاوت که در این روش نقطه ی تمرکز به جای تصویر صدا میباشد .روش این مراقبه مانند مراقبه های دیگر با رعایت و اجرای دقیق اصول پایه ی  مراقبه و سپس انتخاب صدایی که بتوان تا پایان زمان مراقبه روی آن تمرکز کرد .صداها میتوانند صداهای بیرونی مثل تیک تاک ساعت و یا صدای شرشر آب و صدای باد و...باشد و یا این صدا یک صدای درونی باشد مثلا میتوانید هر دو گوش را با انگشتان خود بگیرید و به صداهای درونی خود با تمرکز گوش کنید همانگونه که در مراقبه دیداری با ادامه دار شدن نظاره کردن تصویر هر بار واضح تر و روشنتر میشد در این مورد هم با تکرار و تمرین مداوم این صداها هر بار واضحتر و لطیفتر و آرامتر  میشوند تا جاییکه در حین مراقبه ی عمیق به تصفیه یافته ترین حالت خود میرسد که همان صدای سکوت است .گوش دادن به موسیقی خود نوعی مراقبه است البته موسیقی دو نوع است موسیقی یا خون و اعصاب را تحریک میکند و یا به آنها آرامش می دهد.از میان تمام هنرها موسیقی سریعتر و نافذتر حالات معنوی را منتقل میکند.زیرا ارتعاشات صوتی در تغییر سطح آگاهی موثر است .هنرها چشم درون را باز میکنند و موسیقی گوش درون را باز میکند.

نیروی سکوت: درموسیقی سکوت مابین نت ها بیش از صدای خود نت ها قادر است ما را در اعماق وجودمان متاثر کند .عرفا اعتقاد دارند" خدا "یا همان حقیقت مطلق نه در صدا بلکه در سکوت نهفته است.بالاترین درجه ی مراقبه ی شنیداری داشتن آگاهی نسبت به سکوت است یعنی در سکوت به سکوت گوش دهیم.

لزوم تمرکز دیداری یا شنیداری در مراقبه چیست؟

ذهن هر جا که درنگ کند هما نجا باقی میماند و در آن غرق میشود ذهن مانند فیلی است که عادت کرده در باغ لذتها پرسه بزند ذهن که دردام دیدن یا شنیدن گرفتار شده دست از تمام فعالیتهای خود  کشیده  و بر جای خود آرام میگیرد با تمرکز روی دیدن یا شنیدن ذهن بی ثباتی خود را فراموش کرده به هیچ جا نمی گریزد .پس از آنکه ذهن آرامش یافت فرصت برای درک آگاهی کامل و خالص را بدست میاورید.

مراقبه ی بازی پیاز و یا "من کیستم؟"

در این مراقبه که با رعایت اصول پایه شروع میشود سالک قصد دارد "من حقیقی" فراسوی این "من" را کشف کند .پس در حالت مناسب جسمی برای مراقبه قرار میگیرید پس از آنکه تنفس را آرام کردید توجه را به درون خود متمایل کرده و در اعماق وجودتان پاسخ سوال "من کیستم ؟من چیستم ؟"را جستجو کنید.از خود میپرسید که "آیا من این تن هستم ؟"ایا من این حواس هستم ؟آیا من این ذهن هستم و با طرح چنین سوالهایی تمام لایه هایی را که مفهوم " من بودن" را بوجود آورده کنار میزنید تا جاییکه به سوال عریان "کی؟یا چی؟ "برسید آنگاه در هستی خود فرو روید هستی که نتیجه ی منی است که تمام پوسته های منیت را کنار زده و از سوال "کیستم ؟چیستم؟ " هم گذشته است . سپس با اطمینان منتظر پاسخ بمانید دو سه دقیقه صبر کنید دوباره سوال را تکرار کنید و گوش فرا دهید .ممکن است با اولین تمرین شهود حاصل شود و یا پس از چند هفته تمرین به پاسخ برسیم.

در این مراقبه هم مثل تمام مراقبه های دیگر با پرسه زنیهای ذهن برخورد انفعالی داشته باشید .

تفاوت این مراقبه با مراقبه های دیگر در اینستکه به شکل جدی تری تفکر و تعمق  را تجربه میکنیم .از نیروی عقل استفاده میشود تا ناخالصیهای خودش را کنار بزند و حتی از خود نیز عبور کند و به وادی هستی ناب وارد شود .پس از مراقبه ی بازی پیاز با کنار گذاشتن تمام لایه های "من کاذب "در نهایت به "هیچ " میرسیم که همین هیچ همه چیز است همان عدم و خود حقیقی است و آن وجود یگانه ی مطلق است. یافتن ماهیت حقیقی انسان هدف تمام مکاتب مختلف یوگاست.

به گفته ی بودا عناصر متشکله ی انسا ن پنج عنصر است .در معاینه ی دقیق انسا ن ابتدا تن را می بینیم و سپس احساسات و واکنشهای عاطفی را مشاهده میکنیم.و سپس واکنشهای ذهن به محرکات احساسی را می یابیم .فرآیندهای ذهنی که متکی به آگاهیهای ممکن است (عقل)  را درک میکنیم.و سپس به کشف آگاهی نائل می آییم.چهار عنصر اولی همیشه در تغییر و دگرگونی است و فقط عنصر آخر ثابت و پایدار است. هدف غایی این روش مراقبه رسیدن به "خود" در فراسوی "من "است.

نیروی عشق در متحول ساختن آگاهی :

همانطور که آب راه خود را روی زمین پیدا میکند وقتیکه عشق –فداکاری- امید شدید و بی شائبه باشد راههایی برای مراقبه پیدا میشود.عشق مرد و زن –مادر و پدر –عشق هنرمند به هنرش –در ظریفترین حالت خود میتواند تا سطح تعمق و ژرف اندیشی پیش برود .عشق به مذهب یا عشق به طبیعت و...این قدرت را دارد که  سطح آگاهی را متحول سازد.

مراحل چهارگانه ی آگاهی متعالی از بیان بودا:

1.عشق یا محبت عاشقانه  2.ترحم و دلسوزی 3.سرور 4.سکون

بوداییان میاموزند در حین مراقبه عشق و محبت خود را متوجه چهار گوشه ی جهان کنند.

تمام مخلوقات دارای قوه ی درک هستند و درون خود نیرویی اصیل و فعال دارند که نیروی شناخت است و یک نیروی فعال دیگر دارند بنام عشق.از دیدگاه نیروی عقل شناخت خداوند غیر قابل درک است اما از دیدگاه نیروی عشق خداوند از نظر افراد مختلف  به صور متفاوت قابل درک است.

عقل برای شناخت هر چیزی آن را تجزیه و تحلیل میکند بخش بخش کرده و طبقه بندی میکند و خدا وجود کامل است و عقل را یارای شناخت و درک آن نیست .عقل برای شناخت هر چیز  خود را از آن جدا میکند اما عشق  برای شناخت هر چیزی خود را با آن میامیزد.پس فقط با یکی شدن با اوست که میتوانیم او را بشناسیم .فقط در اتحاد تمام وجودمان بااو میتوانیم او رادرک کنیم.

نقش عشق در مراقبه چیست؟

عشق در مراقبه ذهن را از هر آنچه جز دوست داشتن است تخلیه میکند .عشق هر آنچه غیر از عشق را به آتش میکشد و می سوزاند و این همان کنار زدن لایه های کاذب است.عشق الهی چیزی نیست که خاص خداوند باشد بلکه عشق خود خداوند است.تمام ادیان راههای مختلف برای رسیدن به یک حقیقت واحد هستند.

متعالی ترین شکل دعا دعای سکوت است یعنی اشتیاق محض با توجه قلب به سوی خداوند منظور از "قلب "معنوی ترین بخش وجود انسان است.

جمع بندی:

 با بررسی روشهای متنوعی که در عرصه ی مراقبه آموختیم   نهایتا باید بپذیریم که حقیقت مراقبه فقط یکی است و آنهم حرکت از کثرت مادی به  سمت آن  وحدت معنوی است که تنها راه رسیدن به آرامش  حقیقی برای بشر است.و این تنوع در روشها و تنوع در موضوعهای تمرکز فقط برای اینستکه آمادگی ما را برای دریافت آن درک روحانی بالا ببرد.

  نظرات ()
مطالب اخیر پرسش و پاسخ مضرات مصرف شیر مزاج شناسی به طور خلاصه و مفید مراقبه درمان است کلیات مزاج شناسی همه چیز در مورد عسل شفای کوانتومی از واقعیت تا گمان روزه آب یا آب درمانی چییست؟ مزایا و معایب گیاهخواری چیست؟ آیا طب ریشه آسمانی دارد؟
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب